۱۳۹۳ فروردین ۸, جمعه

نامه‌ی یک زندانی تبعه ترکمنستان به وزیر خارجه حکومت اسلامی ایران


یک زندانی "امنیتی" در رجایی‌شهر کرج، نامه‌ای خطاب به محمدجواد ظریف منتشر کرد.
باتیرشاه محمداف که هم‌اکنون در زندان رجایی شهر محبوس است، خواستار رسیدگی به پرونده‌ی قضایی و استراد به روسیه شده است.
وی تبعه‌ی ترکمنستان می‌باشد که به اتهام جاسوسی به ٢٠ سال حبس محکوم شده است.
متن نامه که اواسط آذرماه زمستان سال گذشته در زندان اوین نگارش گردیده، عینا از سوی آژانس خبررسانی کُردپا منتشر می‌گردد:
جناب وزیر محترم امور خارجه، آقای دکتر ظریف
با سلام
من در سال ۲۰۰۹ به ایران سفر کردم – به وسیله‌ی گذرنامه ترکمنستان – و شرکت خودم را ثبت نمودم (مدارک در دست بازجوی بنده می‌باشد) در تاریخ ۱۸ تیر ماه ۱۳۸۸ وزارت اطلاعات در فرودگاه مهرآباد بنده را دستگیر کرد. شرکت بنده در فروش فلزات گران‌بها فعالیت دارد، به نام "زاپالارنه".
وقتی‌بنده را دستگیر کردند گفتند به علت جاسوسی برای کشور‌های روسیه و ترکمنستان می‌باشد. بنده به مدت ۶ ماه انفرادی بودم و حدود ۱۰ ماه کاملا در بند وزارت اطلاعات حبس بودم، در طی‌این مدت به من اجازه دیدن وکیل و یا نماینده سفارت را ندادند و اجازه تماس هم به بنده داده نشد، از بنده بدون حضور مترجم بازجویی شد و در آن زمان اصلا فارسی بلد نبودم اما بازجو به مقداری روسی صحبت می‌کرد. در دادگاه شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، آقای قاضی پیر عباس بنده را بدون حضور مترجم، بدون وکیل و بدون نماینده سفارت محاکمه کردند و بنده هیچگونه حق دفاعی از خود را نداشتم زیرا حتی متوجه نمی‌شدم که قاضی چه می‌گوید. با این شرایط بنده را محکوم به ۲۰ سال حبس کردند! و بنده اجازه درخواست تجدید نظر داده نشد زیرا هیچ کسی‌نبود که به بنده اطلاع بدهد که کجا و به چه شکلی‌این کار صورت می‌گیرد و از آنجأیی که بازجوی بنده گفت که هرچه من بگویم می‌شود! بنده راهی‌برای دفاع نداشتم.
سال ۲۰۱۰ در ماه آوریل محاکمه شدم. در سال ۲۰۱۱ بنده به وسیله کمک یکی‌از همبندیان درخواست اعاده دادرسی دادم، ولی‌چند وقت بعد بنده را مجددا به بازجویی بردند بعد از اینکه محکوم شده بودم! در طی‌کّل این مدت به بنده حق داشتن وکیل ندادند و حق دیدن نماینده سفارت را ندادند! در طول این مدت چهار سال و نیم بنده ۳ بار نماینده سفارت را دیدم، به بنده نه اجازه ملاقات با خانواده را می‌دهند و نه اجازه دریافت لباس از طرف آن‌ها را، حتی به سختی می‌گذارند پول به حساب کارت زندان بنده واریز شود بطوری که بنده دائما دچار مشکل تهیه مایحتاج خود می‌باشم. خانواده‌ی من چند بار مراجعه کردند به زندان از خارج سفر کردند و نامه‌های مورد نیاز را تهیه کردند از وزارت امور خارجه جهت ملاقات، اما مسئولین زندان اجازه ملاقات را ندادند، من اجازه دریافت کتاب و یا لوازم را هم ندارم، حقی‌که همهٔ زندانیان دارند. و بنده که اینجا هیچ کسی‌را ندارند و خانواده‌ام خارج از ایران هستند حتی حق تماس بنده را هم از من گرفتند.
از هر طریقی هم که پیگیری می‌کنم می‌گویند آقای خدا بخش (دادیار ناظر بر زندان) می‌گوید که من نباید تماس داشته باشم. در صورتی‌که این حق قانونی زندانی می‌باشد. در طی‌این مدت هیچ کدام از شکایت‌هایم مورد بررسی‌قرار نگرفته‌اند و هیچ مسئولی اینجا نیست که به من پاسخگو باشد. در سال ۲۰۱۳ بنده فقط ۳ بار با تماس تلفنی گرفتم هر دفعه کمتر از ۲۰ دقیقه! موقعی که بنده را دستگیر کردند، ۹۵۰ گرم – یورو پیم – (فلز گران‌بها) همراه خود داشتم که گفتند این فلز هسته‌ای می‌باشد! در صورتیکه اگر می‌بود باید رادیو اکتیو می‌بود و غیر قابل حمل، لازم به ذکر است که این مقدار فلز را هم به تور رسمی‌و قانونی از مرز فرودگاه امام خمینی جهت ترانزیت از ایران برای مشتری شرکت خودم در پاکستان آوردم. این مقدار جنس بنده را وزارت اطلاعات ضبط کرد و در موقع بازداشت ارزش آن ۵ میلیون دلار بوده است.
جناب وزیر خواهشمندم در جهت رسیدگی به پرونده بنده کمک کنید تا به من فرصتی عادلانه داده شود و بتوانم از خودم دفاع کنم با داشتن وکیل و حضور نماینده سفارت، یا بنده را استرداد کنید به روسیه – وطنم – ضمنا بنده در زندان به وضعیت من رسیدگی شود، بنده چهار سال و نیم می‌باشد که در حبس به سر می‌برم. پیشاپیش از لطف و عنایت جنابعالی ‌‌نهایت تشکر را دارم.
باتیرشاه محمداف
زندان اوین – بند
۳۵۰

خانواده جمشید دانایی فر یکی از پنج مرزبان گروگان


درخواست خانواده جمشید دانایی فر؛ ما به خبر اعدام اطمینان نداریم، مسولان دلجویی هم نکردند
خبر کشته شدن یکی از پنج مرزبان گروگان گرفته شده ایرانی، توسط گروه جیش العدل ابتدا از طریق خود این گروه و سپس مقامات ایرانی اعلام شد اما پدر خانم و دایی جمشید دانایی فر در این مصاحبه از پیگیری هایش در مرزبانی و استانداری کرمان سخن می گوید و در عین حال تصریح می کند: من، همسر جمشید واعضای خانواده مان امید به زنده بودنِ جمشید داریم و از تمامی کشورهایی که خواستار آزادی این مرزبانان بودند می خواهیم اگر اتفاقی برای جمشید افتاده کاری برای مان بکنند و خبری بدهند.

۱۳۹۳ فروردین ۶, چهارشنبه

اعتصاب غذای شاهرخ زمانی در اعتراض به انتقال زندان قزلحصار


شاهرخ زمانی کارگر نقاش از اعضای هیات بازگشایی سندیکای کارگران نقاش که در اعتراض به انتقال غیر قانونی خود به زندان قزل حصار دست به اعتصاب غذا زده در وضعیت جسمانی خطرناکی در زندان بسر می برد.
شاهرخ زمانی
۲۰ اسفند سال گذشته به بهانه بردن به دادگاه بدون هیچ گونه وسایل از زندان گوهر دشت به زندان قزل حصار منتقل شده است.
شاهرخ زمانی سه روز قبل از انتقال او به زندان قزل حصار شاهرخ با تعدادی از زندانیان سالن
۱۲ به حمایت از اعتراضات دراویش در اعتصاب غذا به سر می برد و او بدون اتمام اعتصاب قبلی این بار برای اعتراض به انتقال غیر قانونی خود اعتصاب غذا را ادامه داده و ۱۴ روز است که در زندان قزل حصار در اعتصاب غذا به سر می برد.
وی اعلام کرده است تا زمانی که او را به سالن
۱۲ زندان گوهردشت بر نگردانند به اعتصاب غذا ادامه خواهد داد .
این کارگر نقاش در سال
۹۰ توسط عوامل امنیتی دستگیر شد و به اتهام تبلیغ علیه نظام به ۱۱ سال زندان محکوم شد و بارها برای رسیدگی عادلانه به وضعیتش دست به اعتصاب غذا زده است.


حکم اعدام ریحانه جباری را متوقف کنید



ريحانه يک دختر جوان است که از ۱۹ سالگي در زندان بوده است، او يک زن مستقل و با اعتماد به نفس بود که دانشگاه رفته و مشغول کار و زندگي اش بود. يک روز سياه او در حاليکه با يک نفر ديگر تلفني در مورد کارش حرف ميزد، به دام يک مرد مي افتد که قبلا کارمند وزارت اطلاعات بوده است.

مرتضي سربندي از شغل ريحانه با گوش دادن به مکالمه اين دختر جوان مطلع ميشود و نقشه ميريزد تا او را به دفتر کارش برده و به او تجاوز کند. مرتضي پزشک است و به ريحانه ميگويد ميخواهد دکوراسيون دفتر کارش را عوض کند و ريحانه که مردي همسن پدرش را مي بيند، براي انجام کار دکوراسيون با او وعده ميگذارد. اما چند قدم بعد ماشين مرتضي جلوي پاي ريحانه توقف ميکند و ريحانه با او در همان روز راهي محل کارش ميشود.

در محل کار، مرتضي با وضو گرفتن و بعد از انجام دو رکعت نماز بسوي ريحانه آمده و قصد تجاوز به وي را دارد. او با گره زدن دستانش دور کمر اين دختر جوان به ريحانه ميگويد ديگر راه فرار نداري. ريحانه از خود دفاع ميکند و با چاقويي که بسياري از دختران و زنان در ايران براي دفاع از خود همراه دارند، به کتف او ميزند و فرار ميکند. و بر اثر خونریزی زیاد مرتضی جان خودش را از دست می دهد

ریحانه در یک دادگاه نمایشی به اعدام محکوم شده است
برای نجات ریحانه فعالانه متحد شوید
نه به اعدام

نامه سیامک پورشجری، وبلاگ نویس زندانی به مجامع بین المللی مدافع حقوق بشر


محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) وبلاگ نویس زندانی ۵۱ ساله، که ۲۱ شهریور ماه ۱۳۸۹ در منزل مسکونی خود در شهر کرج بازداشت شد. وی طی نامه ی سرگشاده که رو به مجامع بین المللی مدافع حقوق بشری نوشته می گوید: همه این رنجها و ناملایمات که برمن هموارشده تنها به این خاطر است که من ازحقوق و آزادیهایی که مواد 18 و 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر،انسان را ازآن برخوردارساخته وبدان تصریح کرده است ، استفاده نموده و کوشیده ام هم میهنانم را بااندیشه ها وباورهای خود شریک سازم.
متن کامل نامه به شرح زیر است:

امید به تغییر:

با درود فراوان، من یکی ازقربانیان استبداد و سرکوبگری رژیم اسلامی حاکم بر ایران هستم که بدلیل درج و انتشار نظرات و انتقادهای خود پیرامون بی عدالتی ها ونقض حقوق وآزادی های هم میهنانم درصفحه شخصی خود دراینترنت ازسوی دستگاه قضایی این رژیم به چهارسال حبس، محکوم گردیده ام. من تا امروزنزدیک به همه این سالها را درشرایط غیرانسانی وفاجعه بار زندانهای جمهوری اسلامی محبوس بوده ام. هم اکنون که این مطالب را یادداشت میکنم دراتاقی به مساحت کمتراز 21 مترمربع و درمیان 40 تن از جانیان و قاتلین وقاچاقچیان و سارقین و متجاوزین به عنف و زورگیرها وچاقوکش ها وکودک آزارها و بیماران روان پریش ومعتادین به مواد مخدرو ولگردها ومجرمین ازاین قماش گرفتارو اسیر هستم و باوجود نارسایی ها وعوارض قلبی و ابتلا به دیابت و بیماری ورم غده پروستات وسنگ کلیه درواقع لحظه لحظه این روزها را با مرگ مبارزه میکنم.

من ازهمان ابتدا که توسط ماموران وزارت اطلاعات وباهجوم به آپارتمان محل سکونتم دستگیر شدم مورد بازجویی و کتک و ضرب و شتم وشکنجه قرارگرفتم وبه مدت 8 ماه درسلول انفرادی و بدون هیچ گونه تماس با بستگانم تحت فشارها و بازپرسی های طاقت فرسا قرارداشته وازتمامی حقوق یک متهم محروم بوده ام. من پیوسته به مرگ واعدام تهدید می شدم وحتی دربازداشتگاه وزارت اطلاعات مرا با چشمان بسته بروی چهارپایه برده وادعا کردند که تصمیم گرفتیم تو را به دار بیاویزیم.

همه این رنجها و ناملایمات که برمن هموارشده تنها به این خاطر است که من ازحقوق و آزادیهایی که مواد 18 و 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر،انسان را ازآن برخوردارساخته وبدان تصریح کرده است ، استفاده نموده و کوشیده ام هم میهنانم را بااندیشه ها وباورهای خود شریک سازم.

سرگذشت من به عنوان وبلاگ نویس وزندانی سیاسی تنها یک نمونه ومثال ازسرنوشت دردناک هزاران قربانی تبعیض و نقض حقوق بشردرجمهوری اسلامی است.

بدبختانه امروز ملت ایران در دام رژیم مذهبی و قرون وسطایی و به شدت عقب مانده گرفتارواسیر گشته که برای ارزشها وپرنسیب های جهانی که بشر متمدن حداقل 400 سال درراه کسب وایجاد وبقا آن جانفشانی کرده است، کمترین احترامی نمیشناسد. این رژیم ارتشی تا دندان مسلح و خونریز و تروریستی بنام "سپاه پاسداران" انقلاب اسلامی تشکیل داده است تا خواسته ها و مطالبات اجتماعی و سیاسی مردم ایران را باخشونت سرکوب کند و باآزادی و دموکراسی و حقوق بشر،هم درایران و هم در سطح جهان مقابله کند و بجنگد.

رژیم توتالیتر حاکم بر ایران، خفقان نفس گیری برجامعه اعمال میکند، بطوریکه محض نمونه حتی یک فرد مخالف و منتقد در هیچ روزنامه ورسانه ای درداخل کشور حق اظهار نظرو بیان ازادانه آرا و افکار خود را ندارد.

جممهوری اسلامی مجموعه قوانین شرم آور وضدانسانی وضع کرده واجرا میکند، بنام قانون مجازات اسلامی که شامل مجازات هایی چون: قتل، قصاص،اعدام،سنگسار،دست و پا بریدن،چشم درآوردن،ازکوه پرت کردن،درآتش انداختن وتازیانه زدن که یکایک آن توحش مسلم است که مصداق جنایت علیه بشرمحسوب می شود.

جمهوری اسلامی به گونه ای برنامه ریزی شده وهدفمند و منظم به سرکوبی حقوق بنیادی مدنی می پردازد، ازجمله محروم کردن مردم از ابتدایی ترین حقوق خود یعنی امکان آزادی بیان، ممنوعیت استفاده از برنامه های ماهواره و فیلترینگ وسیع اینترنت، ممنوع ساختن تجمعات، حتی جشن ها و میهمانی دوستانه جوانان، تحقیر زنان با حجاب اجباری، تفکیک جنسیتی و سرکوب آزادی های جنسی به منظورسلطه روانی بر جامعه، تبلیغات گسترده مذهبی با صرف هزینه های هنگفت وباهدف رواج خرافات وتشویق مردم به نادانی و سفاحت و ازهمه جنایت بارتر قتل و قصاص و اعدام درملا عام و ایجاد ترس و وحشت در اجتماع و بی اعتنا ساختن مردم نسبت به سرنوشت خود.

موارد یاد شده تنها بخش کوچکی از اقدامات زمامداران جمهوری اسلامی ،جهت حفظ قدرت و سلطه هرچه فراگیرتردرجامعه امروز ایران است.بدون شک توجه به این حقیقت راه گشاست که مقابله ومبارزه جمهوری اسلامی با دنیای مدرن و دستاوردهای درخشان آن درزمینه آزادی و دموکراسی حقوق بشر امری ذاتی وجوهری است ودرمبانی و بنیادهای اسلامی وایدئولوژیک این نظام بصورت اصول تغییر ناپذیر،تبیین و تثبیت گردیده است. تجربه شکست خورده گفتگوهای انتقادی با جمهوری اسلامی ازسوی برخی دولتها درگذشته و با امید تغییر رفتارهای این رژیم، موید همین واقعیت است، همچنین نشان می دهد که تلاشهای جهانی وروشهایی که نهادهای بین المللی به جهت ملزم ساختن دولت اسلامی ومحترم شمردن حقوق بشردررعایت حقوق اساسی ملت ایران تاکنون بکاربرده اند مفید وموثرواقع نشده و نیازمند رویکردها و راهکارهای متفاوتی است.

روی هم رفته هرگونه تغییری درشرایط بسته واختناق آمیزامروز جامعه ایران مستلزم دگرگونی اساسی و ساختارهای سیاسی و حقوقی نظام موجود است. به همین منظور ضروری است تا از پراکندگی کوشش ها و سرمایه گذاری های مجامع بین المللی ممانعت بعمل آمده ونیروهای جهانی و دولت هایی که دغدغه و دل مشغولی حقوق بشردارند و همچنین حفظ امنیت منطقه و جهان جزو سیاست های تعریف شده آنهاست، بصورت متمرکز وسازمان یافته درمجموعه "دوستان ایران" گردهم آیند وملت ایران را در راه کسب حقوق وآزادی های خود وکسب حق تعیین سرنوشت یاری رسانند.

سپاسگزار شما محمدرضا پورشجری

دارای نام مستعار سیمک مهر نویسنده وبلاگ گزارش به خاک ایران

کرج زندان ندامتکاه مرکزی کرج

۱۳۹۲ اسفند ۲۶, دوشنبه

بیست وپنجمین جلسه شورای حقوق بشر در ژنوهم اکنون در حال برگزاری است

در بیست وپنجمین جلسه شورای حقوق بشر در ژنو نماینده کره شمالی  اعتراض به گزارش ژاپن در مورد نقض حقوق بشر جلسه را ترک کرد.
دیدبان حقوق بشر در صحنه علنی اعلام کرد :  سازمان ملل وظيفه دارد به اين روند خشونت در كره شمالئ پايان دهد.
 يك قربانئ خشونت در كره شمالي با اعلام اينكه والدينش در ملا عام اعدام شدند،در صحن علنئ با قاطعيت به هيأت رئيسه گفت:
" Open your eyes"چشمانتان را باز کنید

۱۳۹۲ اسفند ۲۴, شنبه

ضرب و جرح یک زندانی سیاسی در زندان دریا ارومیه

 قادر محمدزاده زندانی سیاسی زندان مرکزی ارومیه (دریا) در بین زندانیان عادی و شرور نگهداری می‌شود.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این زندانی سیاسی که به اتهام محاربه و اقدام علیه امنیت ملی از طریق ارتباط با احزاب کردی ابتدا به اعدام و سپس در دادگاه تجدید نظر به ۲۰ سال زندان محکوم شد، هم اکنون در بند ۴ زندان مرکزی ارومیه در بین زندانیان عادی نگهداری می‌شود.
یک منبع مطلع که نخواست نامش فاش شود به گزارشگر هرانا گفت: «قادر محمدزاده نزدیک ۹ سال از محکومیت خود را سپری کرده است. وی هم اکنون در بند ۴ زندان مرکزی ارومیه نگهداری می‌شود و چند روز پیش توسط چند تن از زندانیان متهم به سرقت مسلحانه و مواد مخدر به وی حمله کرده و با چاقو از ناحیه پشت و گردن زخمی‌اش کرده‌اند. مسئولین حتی حاضر نشدند قادر محمدزاده را به بیمارستان منتقل کنند و بعد از بخیه و پانسمان وی را دوباره به بند چهار برگرداندند.»
گفتنی است هم اکنون ۸ زندانی سیاسی در زندان مرکزی ارومیه در بندهای مربوط به قتل و مواد مخدر نگهداری می‌شوند و اصل تفکیک جرائم در موردشان رعایت نشده است.
اسامی این زندانیان عبارت است از: فرهاد آریایی، احمد قربانی، محمد شیرکو حسن‌پور، صابر خلدماوانه، یونس آقایان، قادر محمد‌زاده، آرش جهانگیری و نورالدین فلاح.